سینه مالامال درد است

خرید بک لینک

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی

دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی

زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت

صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی

چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو

ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی

در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست

ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی

اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست

رهروی باید جهان سوزی، نه خامی بیغمی

.

برای خدا شکنجه گر...

ما را در سایت شکنجه گر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 12:02

صفحه بندی