زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست
گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست
جانم بگیرو صحبت جانانه ام ببخش ، یارا
کز جان شکیب هست و زجانان شکیب نیست
گمگشته ی دیار محبت کجا رود
نام حبیب هست و نشان حبیب نیست
عاشق منم که یار به حالم نظرنکرد
ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست
.
هوشنگ ابتهاج
ترانه شکایت هجران محمد اصفهانی
.
برای نسترن، عزیز دل لحظه هایم ... شکنجه گر...
ما را در سایت شکنجه گر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 91