
شب آغاز هجرت توشب از خود گذشتنم بودشب بی رحم رفتن توشب از پا نشستنم بودشب بی تو ، شب بی منشب دل مرده های تنها بودشب رفتن ، شب مردنشب دل کندن من از ما بودواسه جشن دلتنگی ماگل گریه ، سبد سبد بودبا طلوع عشق من و توهم زمین ، هم ستاره بد بوداز هجرت تو شکنجه دیدمکوچ تو اوج ریاضتم بودچه مؤمنانه از خود گذشتمکوچ من از من ، نهایتم بودبه دادم برس ، به دادم برستو ای ناجی تبار منبه دادم برس ، به دادم برستو ای قلب سوگوار منسهم من جز شکستن منتو هجوم شب زمین نیستبا پر و بال خاکی منشوق پرواز آخرین نیستبی تو باید...
ادامه مطلب